ذبيح الله صفا

438

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نوشتم من اين قصهء ارجمند * ز گفتار دانندهء « 1 » هوشمند هنرمند دين‌دار كاوسِ كى * ورا باب كيخسرو از شهر رى هزاران درود و انوشه روان « 2 » * ز ما باد بر روح آن هردوان به نيروى يزدان و فرمان او * نوشتم من اين حالِ مردان او بدان تا چو خوانند مردان دين * درودم فرستند با آفرين چل و هفت با ششصد از يزدگرد * همان ماه آبان كه گيتى فسرد من اين روز آذر گرفتم بدست * بآبان چو بر جشن بوديم مست شبِ خور نوشتم من اين را بكام * به دو روز كردم مر او را تمام گر ايدونكه نامم ندانى همى * اگر بشنوى يا بخوانى همى كه زرتشت بهرام بن پژدوم * يكى يادگارى از آن هر دوم . . . ازين ابيات با صراحت كامل معلوم مىشود كه زرتشت پسر بهرام پسر پژدو در روز آذر ( نهمين روز ) از ماه آبان سال 647 يزدگردى اين منظومه را كه از گفتار كاوس كى پسر كيخسرو رازى بود براى نسخه برداشتن بدست گرفت و در شب خور ( يازدهمين روز از ماه ) يعنى در دو روز از استنساخ آن فراغت يافت . امّا اينكه كاوس كى پسر كيخسرو ، صاحب زراتشت‌نامهء منظوم در چه تاريخى مىزيسته و منظومهء خود را كى سروده است اطلاعى نداريم زيرا چنين مطالبى در منظومهء او ذكر نشده است و او فقط بدين اكتفا كرده است كه نام خود و پدر و شهر و ديار خويش و علت نظم زراتشت‌نامه و مأخذ كار خود را بنابر رسم حماسه‌گويان ايرانى در منظومه بيان كند . وى نام خود را در پايان منظومه بدينگونه مىآورد : بگفتم من اين قصهء باستان * ز گفتار موبد سَرِ راستان

--> ( 1 ) - در اصل : دارنده ( 2 ) - در اصل : هزاران درود انوشيروان . - و « انوشه‌روان » يعنى جاويد روان دعايى بود كه براى مردگان به كار مىرفت يعنى روانش جاويد باد